کارآفرین در شروع مسیر کسب و کار-بخش اول

ساده و خودمانی ابتدا نگاهی به دوران کودکی و نوجوانی خود از زاویه کسب و کار بیندازید.

کارآفرین در شروع مسیر کسب و کار-بخش اول

داشتن یک کسب و کار مستقل  و کارآفرین در نگاه اول می تواند شیرین و هیجان انگیز باشد و حداقل در رویای خودمان شاید به آن فکر کرده باشیم. حتی اگر چه به صورت جدی به آن نگاه نکنیم.
خوب من همیشه رویای داشتن یک کسب و کار مستقل و کارآفرین را داشتم . شاید بهتر بگویم از دوره تحصیل در مقطع ابتدایی که تجربه کار در تابستان را داشتم همیشه دلم میخواست، یک بیزنس برای خودم داشته باشم.
حالا که خاطراتم را مرور می کنم، می بینم از کودکی دوست داشتم حداقل از نظر مالی محدود به نظرات دیگران نباشم . یعنی برای خواسته هایم ، بچه خوب و مطیع که معدل خوبی دارد و … نباشم .
نه اینکه بچه شر و یا تنبلی بوده باشم ولی خوب این شرط و شروط ها و استرس هایش واقعا ارزش نداشت . به هر حال دست فروشی می کردم تا مثلا ساعت مچی دلخواه و یا لوازم التحریر دلخواه را داشته باشم.

در دوره نوجوانی و مقطع راهنمایی در مغازه ها کار می کردم . تقریبا دوره کارگری من حساب می شود که باید زیر نظر صاحبکار یا رئیس بودم و مزایا معایب خاص خود را داشت .

پس از مدتی با تجربه اندک در اوایل جوانی تصمیم  گرفتم مستقل کار کنم . شرکت تاسیس کردم ، که به دلیل تجربه کم و نداشتن آموزش صحیح با شکست مواجه شدم . ولی این دوره باعث شد امتیازات فردی زیادی کسب کنم که بعد ها برای من جز بهترین تجربیات شد که در مقالات آتی توضیح خواهم داد.

در کل وقتی به گذشته نگاه می کنم کسب و کاری که مرا از لحاظ مادی و معنوی مستقل کند را نسبت به مواردی که مرا وابسته می کرد ترجیح می دادم لذا این خواسته ریشه در علایق کودکی و نوجوانی من داشته که در زندگی کنونی من از آن تاثیر گرفته است .

در مدرسه به ما یاد می دادند خوب درس بخوانیم که کارمندان خوبی شویم البته این موضوع مختص ایران نیست و در همه جای دنیا وجود دارد. ( لطفا کتاب های رابرت کیوساکی را مطالعه کنید) در واقع در همه جای دنیا سیستم آموزش سعی دارد که کارمند و کارگر خوب به جامعه تحویل دهد.

ولی با توجه به امکاناتی که به وجود آمده تعجب نکنید که دوست درس خوان و پر امتیاز شما در مدرسه و دانشگاه امروز یک شغل و کسب و کار آزاد در بازار دارد، چون انتخاب شغل به خلق و خو و علایق فردی در زندگی بستگی دارد و مهمتر از lمسائل مالی ، بعد معنوی و شخصیتی شغل برای انسان مهم می باشد.

قبل از اینکه وارد مباحث مدیریتی ، راه اندازی کسب و کار ، سایت ، فروش و…. شویم بهتر است اول دسته بندی های شغلی و خواسته قلبی خودمان را بشناسیم . در مقالات آینده به موارد دیگر می پردازیم.

البته باید عرض کنم موارد عنوان شده در این مقالات حاصل تجربه و مطالعات شخصی من بوده است، لذا بنده هیچگونه تحصیلات و یا صلاحیت مشاوره ای ندارم و صرفا تجربیات شخصی و مطالعات آزاد خود را در این مطلب به اشتراک می گذارم .

در کتاب دانشکده کسب و کار نوشته رابرت کیوساکی در بخشی جایگاه های شغلی افراد به ۴ گروه تقسیم شده است که برداشت من از موارد عنوان شده در این کتاب به شرح زیر می باشد:

 

۱ -کارمند یا کارگر
در واقع فرد عضو یک سیستم و شغل از پیش طراحی شده می شود که در آن مطابق با روال و قواعد مشخص شده توسط مدیر و موسس و ساعات کاری و حقوق مقرر و مسئولیت محدود و تعیین شده فعالیت می کند.

در این گروه شغلی فرد می تواند سمت های شغلی متفاوتی را تجربه کنند ولی در کل از قواعد و روال های خاص یک سیستم پیروی می کند و در نهایت یکی از مدیران میانی در سیستم کاری خود می شود.

از مزایای این جایگاه شغلی می توان به درآمد منظم مانند حقوق ماهیانه و مزایای شغلی ، بدون نیاز به پیش سرمایه ، مسئولیت و تعهدات محدود ، زمان بندی مشخص کاری ، امنیت شغلی ، متمرکز بودن بر یک موضوع در شغل خود عنوان نمود.

از معایب این جایگاه می توان به محدود شدن رشد و شکوفایی فردی و کسب تجربه ، رشد رتبه و درآمد محدود و زمانبر ، داشتن مسیر یکنواخت با کمترین چالش را عنوان نمود.

۲- خویش فرما

به افرادی که کسب و کار مستقلی دارند و عموما تمامی موارد کسب و کار مستقیما توسط آنان مدیریت و گردانده می شود اطلاق می گردد. در این کسب و کار فرد رئیس می باشد و تمامی کارمندان مطابق با میل و نظر او کسب و کار را اداره می کنند.

خیلی از مشاغل بزرگ و کوچک عمدتا خصوصی به این صورت می باشند. در این جایگاه شغل و کسب و کار وابسته به رئیس و موسس است، لذا در صورتی که مدتی در دسترس نباشند کسب و کار افت یا سقوط می کند.

از مزایای این جایگاه شغلی می توان به درآمد خوب ، استقلال کاری و مالی ، جایگاه اجتماعی خوب و چالش های زیاد که باعث رشد فردی می شوند اشاره کرد.
از معایب آن می توان نیاز به وابستگی کسب و کار به رئیس ، نیاز به سرمایه ، ریسک بالا ، امنیت کم شغلی ، فعالیت و مسئولیت های زیاد ، اختصاص تایم بیشتر به کار و … عنوان نمود.

۳- سرمایه گذار

فردی که دارای سرمایه نقدی و یا غیر نقدی بوده که از طریق مشارکت و تزریق سرمایه ، اجاره ملک و یا تجهیزات ، خرید و فروش سهام کسب درآمد می کند که در واقع مایه دار می باشد که پول برایش کسب درآمد می کند و نیاز به توضیح بیشتری نیست .

۴ – کارآفرین

کارآفرین در واقع یک مربی و رهبر است که کسب و کار راه اندازی می کند . او کسب و کار خود را با استفاده از سرمایه گذار کارمندان و مدیران ر هدایت می کند .
یک کارآفرین خوب می تواند یک کارآفرین و یا اینکه مدیر و کارمندانی موفق را تربیت کند. در واقع بیشتر یک مربی و هدایتگر است تا یک رئیس و کارفرما !

کارآفرین و رهبری در واقع یک تجربه خاص است که در این مسیر ارزش های فردی و اخلاقی رشد و اشاعه پیدا می کند . یک شغل وابسته به کارآفرین نمی باشد زیرا افراد به گونه ای هدایت شده اند که با حداکثر کیفیت و توانایی و با اعتماد به نفس می توانند کسب و کار را هدایت کنند.

به نظر من کارآفرین های موفق هیچگاه به پایان نمی رسند و جاودانه هستند.

هر کدام از ما خواسته ها و سلایقی داریم لذا باید به ندای قلبی خودمان گوش دهیم . مهم این است ارزش آفرین باشیم باید دید اهداف و تفکر ما چگونه است .

قطعا تجربه داشتید که ممکن است یک کارگر ساده به مراتب شریف تر و تاثیر گذار تر از مدیران و روسایی باشد که ارزشی برای انسان ها قائل نیستند. لذا در مطالب بعدی توضیح می دهم که هدف چیست و در واقع باید دنبال چه چیزی در کسب و کار باشیم ؟

از اینکه این مطلب را مطالعه کردید از شما متشکرم ، در صورتی که خوشتان آمد لطفا با سایر دوستانتان به اشتراک بگذارید شاید کسانی باشند که به دنبال کسب موفقیت و رضایت شغلی می باشند.

موفق و پیروز باشید.
محمد عادلی

نظر بدهید

×